علاقهمندي ها
+
به نام خدا
چشمانش را گشود و براي آخرين بار به دورترين نقطه خيره شد. در اين مدت حتي يک لحظه چهره برادر از نظرش دور نمانده بود.آتش اشتياق بيش از پيش شعله کشيد و ياد برادر تمام وجودش را پر کرده بود. لحظه وصال نزديک بود.دوباره خيمه هاي آتش زده و سرهاي بر نيزه،چشمانش را به دريايي از غم مبدل ساخت. زينب (سلام الله عليها) پلک ها را روي هم گذاشت و زير لب گفت: "السلام عليک يا ابا عبدالله" و به برادر پيوست.
مهرباني #
02/11/12
*ابرار*
اي شکوه ي خاموش خطرنوش که صبرت/
سربرده چنين حوصله حوصله ها را/
تا قتلگه از خيمه دويدن به تو فرض است/
حج تو طلب ميکند اين هروله ها را
*ابرار*
اي سركه بود بار غمت بر دوشم/
زود است كه داغ تو كند گل پوشم/
بر خطبه ي من تو گوش كردي اكنون/
قرآن تو بخوان كه من سراپا گوشم
مطالب حقوقي جديد
بزرگترين و قدرتمند ترين موسسه حقوقي در ايران - افتخار ماست که براي روياي شما بجنگيم https://naadoffice.com/
آسانسور کيهان گستر
https://keyhangostarmana.com/elevator-maintenance-services/
+
===به محض اين كه قلم به دست ميگيرم يادم مي آيد كه 32 حرف براي اينهمه حرف نگفته كفايت نميكند . . .شانه هايم اين روزها سنگينتر از هميشه اند ....وچشمهايم ، خسته، دو دو ميزنند.... خدايا ميخواهم دوباره كودك شوم ....ميخواهم دوباره باز گردم به همان روزهاي سادگي .. همان خنده ها ..همان گريه ها...خدايا شانه هايم سنگيني ميكند......
Rahaei
01/8/19
خدايا ميدانم كه در اين روزها و شبها . . شانه ها را الك ميكنند و نفسها را ذكر به ذكر ميشمارند . . خداوندا . . نفسهايم را تو شماره مي كني . . وفاصله هايش را خودم اندازه ميزنم . .و همين فاصله هاست كه لحظه هاي مرا تاريك مي كنند . . .
خدايا ميخواهم باز دوباره كودك شوم و مدادم را ميان انگشتانم بلغزانم و صداي شيرين معلم را ،، كه بچه ها مشق شبتان امشب ........ و امشب خواهم نوشت ، صدبار، «« تو جاي همه را..همه جا.. پر ميكني .. و هيچكس جاي تورا.. هيچگاه .. پر نميكند ... »».......
+
* موج پيام رساني فداييان ولايت*
آقاي خوبم
جان من و تمام دوستان پيامرسانيم
که شاخه ي *لايک* و *بازنشر*ي
در گلدان کوچک اين فيد مي کارند
به فداي يک لبخند تو
اي پدر مهربان و داناي دنياي آخر الزمان !

كيوان گيتي نژاد و
01/8/6

لبيکيا امام مطلق يا ولي مصلح يا عبدعابد يا سيد و شريف يا اباالمطفي يا صالح الدين و القران يا نائب و حيدرحي الامام عصر مهدي صاحب الزمان عج يا مرجع جامع الشرايط تقليد و عالم اسلام و جهان تشيع و آزاديخواه آين الله العظمي الحاج لسيد علي حسيني خامنه اي س ادركني يا قائم الدين و القرران و عنزتي و الصلواتي اجمعين يا رب العالمين حيدريم
303 فرد دیگر
657 فرد دیگر
8 فرد دیگر
+
گاهي دلتنگي سلام ، از خداحافظي هم سنگين تر است . ميدانم که سلام ميگويم براي حضور اما وقتي ميفهمي که هرسلامي يک خداحافظي دارد از همان "س" سلام دلت تنگ ميشود براي جدايي که اتفاق خواهد افتاد ، هرچند گريزي از اين دلتنگي بعد از خداحافظي نيست ، اما به هر جهت ســــــــــــــــلام دوستـــــــــــــــــان از الان دلم واسه همتون تنگ ميشه

شهيد هادي
99/7/6
+
گاهي آنقدر از خويش دور ميشويم که نميفهميم چقدر از شب دلهايمان گذشته نميفهميم که اين شب ديگر صبحي ندارد نميفهميم تاريکي که مارا فرا گرفته حالا حالا ها فکر سحر شدن ندارد مرداب را به چشم دريا ميبينيم و دريا را دست يافتني اما هيچ نفهميديم قطره اي که بر روحمان نشست اشک خداوندي بود که بنده اش را اينگونه گرفتار زمين ميديد نه رطوبت مردابي که دريا ميپنداشتيم!

شهيد هادي
99/7/6
هما بانو
97/7/7

عجب حكايتي است اين غربت كه قامت موج را ميشكند!!! رنگ بر روي گل سرخ نمانده و نور چشم ستاره را خاموش كرده است ...اين روزها قلبم از تپش فرو افتاده و نفس درون سينه ام غريبي ميكند گويا عزم سفر كرده از من ميخواهد از اسارت خويش رهايش سازم اما نميداند من مشتاق تر از اويم به اين سفر ليك نميدانم چرا احتضارم اينقدرطولاني شده است !!!
تو از من صبر ميخواهي اما ميداني كه نميتوانم ..... من ياراي مهار اسب سركش اشك در پشت سد پلكهايم را ندارم ...درون سينه ام آتشي پنهان است كه سنگ را آب ميكند چه رسد به دل... در اين روزهاي غريب تو مرا به خاموشي ميخواني اما من نميخواهم از اين حال غريب جدا شوم/ تو ميخواهي داروي تلخ صبر را جرعه جرعه سر بكشم اما از دل من غرق در درياي بي خبر هستي
+
اينم آخرين فيدم تو پيام رسان .... علتشم بزودي طي مقاله اي در وبلاگ نشريه منتشر ميكنم ..... يه درس خوب از خانوم رزگل ياد گرفتم كه گفت فقط براي خدا مينويسم ...... از اين به بعد ميخوام فقط وبم رو براي خدا بروز كنم ...... مهم نيست كسي بخونه يا نخونه .... مهم اينه كه براي خدا باشه .... فقط آرزوم اينه كه حلالم كنيد .... ميدونم بزودي زود همتون فراموشم ميكنيد و انگار كه نه انگار نشريه اي هم وجود داشته ...
DARYAEI
96/4/31
+
ياالله
سلام
جواني 16 ساله بودم
هزار اميد و آرزو داشتم
*مي خواستم*
بعد از اينکه ديپلم گرفتم در بهترين رشته دانشگاه درس بخونم
وقتي درسم تمام شد برم سربازي
بعد از اتمام دوره سربازي ازدواج کنم
هر سال پدر و مادر پيرم رو زيارت ببرم
*مي خواستم..*
بله من هم مثل شما زياد آرزو داشتم
ولي وقتي دين و ميهن و ناموسم رو در خطر ديدم
پا روي همه آمال وآرزوهام گذاشتم
.
ازشما مي خوام:
*پا روي خونم نذاريد!*
.

My..
92/7/28

6 فرد دیگر
42 فرد دیگر
+
بـــيـــن چشـــمــانم ميـــگـــردانم....عـــقـــيـــق ســــلـــيـــمـــانــي چــشــمـــانــتـــ را . . . بيـــدار بــمـــان...بـــگـــذار تهـــــجــــد كــــنـــــم...

کوچه بنے هاشم
90/3/20
+
*****===== * اللهم - اني اسئلُكَ - من بَهائكَ باَبهاهُ - وَ - كُلُ بَهائكَ بَهيئ - - - ميهماني آغاز ميشود - و سفره هاي نور _ پهن ميشوند - - اما من هنوز . . .از خودم مطمئن نيستم ............

*نگين خانوم*
92/4/16
اللهم اني اَسئَلُكَ ببَهائكَ كُله . . . ميهماني آغاز ميشود . . و چشمهايي_آرام آرام_ آسمان را مرور مي كنند . . و دهانهايي ، شوق ، پرورش ميدهند . . اما من هنوز از خودم مطمئن نيستم ... پنجره ها ، يك به يك روشن ميشوند . . و زمزمه ها. . . .اما من هنوز هم............
سلام بر نادي پيامرسان .. داداش ما کي دعوتيم واسه افطار .. ؟ .. شايد به اين بهونه بالاشهرو مرفهين بي دردو بچه هاي فرمانيه رو هم ديديم ....:))
:)خوبم..خداروشکر...شمام خوبيد؟ والا چي بگم شايدم خدا خواسته و راه گم کرده رو ، دوباره پيدا کرده م..:) ..اگر توفيقي باشه شايد بازم در خدمت دوستان خوبم باشم..دلم که اينجور ميخواد ..تا خدا چي بخواد....